سیمای فضای درس و ابزارهای آموزش را بهتر بشناسیم

سیمای فضای درس و ابزارهای آموزش را بهتر بشناسیم

هم‌زمان با آغاز سال تحصیلی و اول مهر، واکاوی سازوکار مکتب‌خانه‌های کهن و منظومه نصاب‌الصبیان نشان می‌دهد آموزش سنتی، فراتر از سواد محض، نهادی برای انتقال زبان، دین و اخلاق جمعی بوده است.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: با فرا رسیدن نخستین روز مهر و طنین دوباره زنگ مدرسه در شهرها و روستاهای ایران، بهانه‌ای فراهم می‌شود تا به ریشه‌های تاریخی نهادی بازگردیم که آموزش رسمی و نظام‌مند امروز از دل آن برخاسته است. نخستین گام کودکان در مسیر سواد، امروز در ساختمان‌های استاندارد مدارس و زیر نظارت نظام اداری متمرکز آموزش و پرورش برداشته می‌شود؛ اما سده‌ها پیش از شکل‌گیری این ساختارها، کانون کوچک و بی‌آلایشی به نام «مکتب‌خانه» بار سنگین آموزش خواندن، نوشتن، قرآن و آداب زیست اجتماعی و دینی را بر دوش می‌کشید.

زنگ اول مهر و چراغ دیرپای مکتب‌داری

مکتب‌خانه قدیم را هرگز نباید معادل دقیق «مدرسه ابتدایی» امروز دانست؛ زیرا زیست‌بوم، منطق آموزشی، روابط انسانی و کارکرد اجتماعی آن کاملاً با نظام مدرسه‌ای مدرن متفاوت بود. نهادی محلی، خودگردان، کم‌هزینه و غالباً غیردولتی بود که نیروی محرکه آن را نه بودجه دیوان و نه برنامه درسی یکسان و مصوب، بلکه شخصیت، دانش و منزلت اجتماعی آموزگار تعیین می‌کرد. در قلب این نظام سنتی، روش تعلیم بر محوریت تکرار، حفظ و تمرین مستمر استوار بود و متونی که امروز صرفاً ادبی یا لغوی می‌نمایند، در آن روزگار نقش پل ارتباطی میان کودک و زبانِ معتبر فرهنگ، دین و دیوان‌سالاری زمانه را ایفا می‌کردند. در میان این متون، منظومه کم‌نظیر «نصاب‌الصبیان» اثر ابونصر فراهی، در مرحله‌ای پس از فراگیری الفبا و قرآن، به ابزاری کارآمد برای آموزش واژگان عربی و تقویت حافظه زبانی بدل می‌شد.

سازمان مکتب‌خانه؛ جغرافیایی از خانه تا حجره

بستر برپایی مکتب‌خانه‌ها به‌اندازه محتوای آموزششان گوناگون بود. این نهادهای آموزشی اغلب در خانه شخصی مکتب‌دار، حجره یا دکانِ بازاری، اتاقی در مسجد یا شبستان، زاویه سرگذرها و حتی فضاهای وابسته به موقوفات و بناهای خیریه شکل می‌گرفتند. در کنار این سازه‌های عمومی‌تر، خانواده‌های ثروتمند و درباری نیز با استخدام معلمان خصوصی، مکتب‌هایی ویژه فرزندان خود برپا می‌کردند که معمولاً از کیفیت بالاتری برخوردار بود و در خانه یا دارالاداره خودشان جای داشت.

یکی از بارزترین ویژگی‌های مکتب‌خانه‌های سنتی، نبود ساختار اداری متمرکز و نظارت رسمی سراسری بود. هیچ وزارتخانه عامی بر محتوا و چگونگی تدریس نظارت نمی‌کرد و برنامه درسی یکنواختی که الزاماً در همه مناطق رعایت شود وجود نداشت. اعتبار و اقبال هر مکتب، عمدتاً به دانش، خوش‌نامی، شیوه رفتار و پایگاه اجتماعی مکتب‌دار وابسته بود؛ شهری از مردم می‌درخشید و در برابر گمنامی‌اش ناپدید می‌شد. همین تنوع گسترده، پژوهشگران را از تعمیم یک الگوی ثابت و یکدست به همه دوره‌های تاریخی و نواحی جغرافیایی ایران برحذر می‌دارد و نشان می‌دهد که مکتب‌خانه، نهادی زنده و متکثر بوده است.

آموزگار و شاگرد؛ سلسله‌مراتب دانش در گذر آموزش

صورت‌بندی آموزگاران در مکتب‌خانه از ظرایف اجتماعی و جنسیتی ویژه‌ای برخوردار بود. آموزگاران مرد را عموماً با لقب‌هایی چون «ملا»، «آخوند»، «میرزا» یا «آقا» می‌شناختند و آموزگاران زن عهده‌دار تدریس خردسالان بودند و ملاباجی یا آخوندباجی نامیده می‌شدند. ملاباجی‌ها معمولاً تعلیم کودکانِ چهار تا هفت‌ساله را بر عهده داشتند و در این مرحله‌ آغازین، آموزش چونان بیشتر جنبه شفاهی داشت و بر یاد دادن الفبا، سوره‌های کوتاه قرآن، آداب نخستین معاشرت و مقدمات دینی متمرکز بود.

ورود به مکتب معمولاً در پنج یا شش‌سالگی انجام می‌گرفت، اما دوره تحصیل هیچ مرز ثابتی نداشت. طول مدت ماندن در مکتب، تابع توان، استعداد و میزان میل و نیاز خانواده بود و غالباً میان سه تا پنج سال و حتی بیشتر طول می‌کشید. پس از کسب سواد پایه و الفبای نگارش، بسیاری از کودکان راهی بازار کار خانوادگی و پیشه‌آموزی می‌شدند؛ گروهی نیز به حرفه‌های کتابت و دیوان روی می‌آوردند و تنها شمار اندکی -که اغلب از خانواده‌های متمکن بودند- برای ادامه تحصیل به مدارس علوم دینی می‌رفتند، نزد استادان خصوصی می‌رفتند یا در دوره‌های متأخرتر به نخستین مدارس نو راه می‌یافتند.

سیمای فضای درس و ابزارهای آموزش

ساختار فضایی کلاس مکتب‌خانه‌ها از قواعد امروزی کلاس‌بندی بر پایه سن و پایه تحصیلی به کلی بیگانه بود. شاگردان خردسال و بزرگ، مبتدی و پیشرفته در یک اتاق مشترک گرد هم می‌نشستند و وجه تمایز آنان نه از ردیف و نیمکت، بلکه از کتابی که می‌خواندند و سطح پیشرفتی که داشتند پیدا می‌شد. مکتب‌دار در صدر اتاق جای داشت و کودکان مکتب‌دار اغلب با تشکچه یا زیراندازهای شخصی، در کنار دیوارها صف می‌بستند.

در این محیط، خبری از میز، نیمکت، تخته سیاه و ابزارهای استاندارد و کارخانه‌ای نبود. مایملک آموزشی هر شاگرد به مجموعه‌ای ساده و قابل حمل ـ کتابچه یا جزوه، قلم نی، دوات و کاغذ یا تخته ای کوچک ـ محدود می‌شد. در میان طبقات کم‌برخوردارتر، برای کاهش هزینه‌ها، دانش‌آموزان بر روی لوح‌های چوبی یا ورق‌های حلبی می‌نوشتند و پس از پر شدن، با پاک کردن سطح آن، دوباره برای نوشتن آماده می‌شدند؛ رسمی که هم نشان از صرفه‌جویی و هم قابل‌حمل‌بودن ابزار آموزش داشت. مولوی در بیتی از دیوان شمس می‌گوید:

این معلم که خِرَد بود بشد ما طفلان

یکدگر را ز جنون تخته زنانیم همه

آوای درس و روش تدریس انفرادی در جمع

پر صلابت‌ترین ویژگی روش تدریس مکتب‌خانه‌ای، آنچه پژوهشگران «آموزش انفرادی در جمع» خوانده‌اند، بود. در این شیوه، هر شاگرد به نوبت نزد معلم می‌نشست؛ آموخته‌های روز پیش را یک‌به‌یک «پس می‌داد» (بازگو می‌کرد)، درس تازه و گاه نمونه سرمشق خط می‌گرفت و سپس به جای خود بازمی‌گشت تا با صدای بلند آن را تکرار و حفظ کند. هم‌زمان که یک محصل نزد استاد بود، دیگران در گوشه‌های اتاق مشغول تمرین بودند؛ از همین رو فضای یک اتاق مکتب‌خانه معمولاً آکنده از همهمه و زمزمه مدامِ درس‌خواندن بود، چنان که گاه تشخیص صدای تک‌تک شاگردان از یکدیگر دشوار می‌نمود.

برای راه‌بری این جریان، مکتب‌دار به‌ناگزیر از ظرفیت شاگردان برتر بهره می‌گرفت. آنان که به اصطلاح «خلیفه» یا هم‌درس نامیده می‌شدند، در آموزش الفبا به نوآموزان و نظارت بر تمرین و انضباط دیگران نقش دستیار معلم را بر عهده می‌گرفتند؛ شیوه‌ای که افزون بر تسهیل کار مکتب‌دار، خود نیز وسیله‌ای برای تقویت و تثبیت دانسته‌های پیشرفته‌تر بود.

شیوه سوادآموزی در این نظام بر اساس نام حروف، حرکات و هجی استوار بود، نه آموزش آواییِ مدرن. محصل می‌آموخت که نخست «الف، ب، جیم» را به‌ترتیب بخواند، سپس ترکیب‌های «بِ، بَ، بُ» را به‌تمیز بشناسد و در ادامه واژه را هجی کند. این مسیر به‌گون‌ویژه با هدف نهاییِ پرورش توانایی روخوانی قرآن طراحی شده بود و همین هدف، سمت‌وسوی تمام مراحل ابتدایی آموزش را تعیین می‌کرد.

نقشه راه مسیر درسی در مکتب

اگرچه توالی کتاب‌ها در همه مکتب‌خانه‌ها یکسان نبود، اما پژوهشگران مسیر رایجی را ترسیم کرده‌اند که نظمی پله‌پله و پیوسته را نشان می‌دهد:

در گام آغازین، محصل با الفبا، حروف ابجد، حرکات، هجی و گاه عبارتی چون «هوالفتاح العلیم» آشنا می‌شد تا پایه شناخت حروف و خواندن ابتدایی را بگذارد. سپس در مرحله قرآنی، جزء‌سی‌ام (عم‌جزء)، سوره حمد و سوره‌های کوتاه، و به‌تدریج بخش‌هایی یا تمام قرآن را می‌آموخت؛ هدف، قرائت صحیح، حفظ و تربیت دینی بود. مرحله دینی و اخلاقی احساسات را با آموزش نماز، وضو، اذان، اصول و فروع دین، دعا و پند، در جهت آموختن عمل دینی و آداب اجتماعی جهت می‌داد.

در مرحله فارسی، بچه می‌بایست روح زبان را با خواندن گلستان و بوستان سعدی، حکایت‌ها و پندنامه‌ها تمرین کند تا روان‌خوانی و تربیت اخلاقی در او نهادینه شود. سپس در مرحله عربی و ادبی، متونی چون نصاب‌الصبیان و مبادی صرف و نحو و گاه منطق خوانده می‌شد تا دامنه واژگان عربی گسترش یابد و راه برای تحصیلات بالاتر باز شود. سرانجام در مرحله کاربردی، مشق خط، املا، فنون ترسل و گاه حساب سیاق آموخته می‌شد تا محصل برای نامه‌نگاری، کتابت و امور دیوانی یا تجاری آماده شود.

سیمای فضای درس و ابزارهای آموزش را بهتر بشناسیم

نصاب‌الصبیان؛ فرهنگ‌نامه‌ای آهنگین در خدمت حافظه

در میانه این مسیر درسی، جایگاه «نصاب‌الصبیان» به‌عنوان نخستین فرهنگ لغت منظوم عربی‌به‌فارسی بسیار ممتاز بود. این کتاب را بدرالدین ابونصر فراهی (مسعود یا محمود بن ابی‌بکر بن حسین فراهی سجزی)، شاعر و ادیب قرن ششم و هفتم هجری، سروده است. این منظومه آموزشی در حدود دویست بیت، سی‌وهفت بند و در نه وزن عروضی مختلف تنظیم شده و نامش دقیقاً بیانگر هدفش است: آموختن «نصاب» (سرمایه لغوی) به «صبیان» (کودکان).

جایگاه این اثر در میانه راه آموزش بود: کودک باید نخست توانایی پایه‌ای خواندن عربی و فارسی را می‌یافت تا سپس بتواند ابیات آن را بخواند و حفظ کند. فراهی با بهره‌گیری از حافظه نیرومند کودکان و ذوق ذاتی آنان به شعر، واژگان عربی را در قالب ابیاتی آهنگین و به‌یادماندنی گرد آورد تا با حفظ شعر، معادل فارسی واژه‌ها به‌طور خودکار در ذهن ثبت شود. از این حیث، نصاب هم ابزار حافظه‌سپاری بود و هم کتاب لغتی فشرده.

نکته درخور توجه آنکه نصاب‌الصبیان تنها یک واژه‌نامه خشک نبود؛ در لابه‌لای ابیات آن، اطلاعات متنوعی درباره قرآن، اصول دین، نام‌ها و القاب پیامبر و امامان شیعه، بیماری‌ها، ماه‌های سال و شمار قابل توجهی از اصطلاحات زندگی روزمره گنجانده شده بود. به همین سبب، این اثر به‌درستی کارکرد «کتاب درسی چندموضوعی» مکتب‌خانه‌ها را ایفا می‌کرد و با منطق حاکم بر آن نظام آموزشی سازگاری کامل داشت: هرچند متن لزوماً برای کودکان نوشته نشده بود، اما از رهگذر تکرار، قرائت بلند و حفظ، به مادّه درسی مؤثری تبدیل می‌شد. همین ویژگی توضیح می‌دهد که چرا نصاب‌الصبیان، گلستان سعدی و حتی آثار دشوارتر صرف و نحو، همگی در یک زنجیره آموزشی پیوسته دیده می‌شوند.

پایداری و شهرت این اثر شگفت‌آور است؛ قرن‌ها در مکاتب و مدارس ایران، ماوراءالنهر، هندوستان و ترکیه رواج داشت و پس از قرآن، یکی از متون پایه آموزش عربی به کودکان به‌شمار می‌آمد. از زمان تألیف تا امروز، نزدیک به هشتصد سال، صدها شرح، تعلیقه و تصحیح بر آن نوشته شده و نسخه‌های خطی متعددی از آن در کتابخانه‌های مختلف جهان نگهداری می‌شود. حتی نسخه‌ای با تدوین حسن‌زاده آملی و زیر نظر علامه شعرانی با عنوان «خودآموز نصاب‌الصبیان» با اعراب‌گذاری پانوشت و اشعار ملحقه فراهم آمده است تا همچنان به‌عنوان ابزاری آموزشی برای فارسی‌زبانان عربی‌آموز به کار آید. در سال 1349 محمدجواد مشکور آن را دوباره تصحیح کرده که به تازگی توسط نشر سنگلج منتشر شده است.

سیمای فضای درس و ابزارهای آموزش را بهتر بشناسیم

نمونه ای از متن کتاب

نمونه برگزیده از بخش آغازین نصاب‌الصبیان که با هدف آموزش واژگان پایه دینی و قرآنی تدوین شده، به‌خوبی بیانگر روش ابونصر فراهی در تلفیق مفاهیم با ساختارهای زبانی است. در این قطعه، واژگان عربی به‌صورت نظام‌مند با معادل‌های فارسی آن‌ها جفت شده‌اند تا یادگیری و بازیابی معنا برای نوآموزان تسهیل گردد؛ به‌گونه‌ای که عباراتی نظیر «اله»، «الله» و «رحمان» در برابر «خدای»، و یا «دلیل» و «هادی» در برابر «رهنما» قرار گرفته‌اند. این ساختار جفت‌سازیِ منظم، علاوه بر ساده‌سازی فهم متون بنیادین و القاب بزرگان دین، بستری را فراهم می‌آورد که کودک با تکیه بر ذوق زبانی و حافظه شنیداری، به‌سرعت دایره واژگان عربی خود را به زبان فارسی گره بزند و مفاهیم کلیدی را به شکلی ماندگار در ذهن تثبیت نماید:

فی بحر التقارب

به بحر تقارب تقرب نمای

بدین وزن میزان طبع آزمای

فعولٌ فعولٌ فعولٌ فعول

چو گفتی بگو ای مه دلربای

إلهست و الله و رحمن، خدای

دلیلست و هادی، تو گو رهنمای

محمد ستوده، امین استوار

به قرآن ثنا گفت وی را خدای…

از منظر فنی و عروضی، این منظومه از تنوع ساختاری قابل‌توجهی برخوردار است؛ به‌طوری‌که بیت مذکور در بحر «تقارب» (فعولن فعولن فعولن فعول) سروده شده و بافت هجایی آن برای تسهیل خوانش، با دقتی علمی تنظیم گشته است. تصمیم ابونصر فراهی مبنی بر به‌کارگیری ۹ وزن عروضی در ۳۷ بند مجزا، فراتر از یک انتخاب ادبی، راهکاری راهبردی برای جلوگیری از یکنواختیِ خسته‌کننده در فرآیند حفظ‌کردن به شمار می‌رود. این تنوعِ وزنی، افزون بر ایجاد جذابیت شنیداری برای نوآموزان، در عمل به کاهش خستگی حافظه کمک کرده و نصاب‌الصبیان را از یک فرهنگ لغتِ صرفاً منظوم، به مجموعه‌ای پویا بدل کرده است که هم‌زمان به آموزش زبان، قواعد عروضی و تقویت مهارت‌های ذهنی می‌پردازد.

سنجش روزانه و نظام انضباط

ارزشیابی در مکتب‌خانه‌ها عمدتاً شفاهی، روزانه و پیوسته بود؛ درست‌خوانی، بی‌غلط‌خوانی، توانایی حفظ کردن و تحویل‌دادن یا «پس دادن» درس به مکتب‌دار، معیار سنجش پیشرفت محسوب می‌شد. برای برخی مکتب‌خانه‌ها الگویی از چهار روز ارائه درس تازه و دو روز تمرین و مرور موسوم به «دوره» گزارش شده است، اما این برنامه در همه مناطق الزاماً رعایت نمی‌شد و بسته به ذوق و روش مکتب‌دار متغیر بود.

در کنار این ارزشیابی مستمر، ابزارهای تشویق و تنبیه نیز حضور پررنگی داشتند. پاداش‌هایی چون برگزاری جشن ختم قرآن و اهدای هدیه به مکتب‌دار، بخشی از نظام ایجاد انگیزه بود؛ در برابر، روایت‌های تاریخی، از تنبیه بدنی، سرزنش و تهدید به‌عنوان وجوهی پربسامد یاد می‌کنند. با این حال، نباید تصویری سیاه‌وسفید از کیفیت مکتب‌خانه‌ها ترسیم کرد؛ شمار قابل توجهی از معلمان، مردان و زنانی باسواد، خوش‌رفتار و اثرگذار بودند که با محبت و مهارت، نسل‌ها را تربیت می‌کردند، در حالی که برخی دیگر به‌واسطه کم‌سوادی یا روش‌های خشن، کاستی‌های جدی در دانش و روش تربیتی داشتند. این بیت مؤید همین معناست:

درس معلم ار بُوَد زمزمه محبتی

جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را

کارکرد اجتماعی؛ پیوندگاه دین، ادب و دیوان

در نگاهی کلان‌تر، مکتب‌خانه فقط کانون آموزش سواد نبود، بلکه کارکردی اجتماعی و تمدنی داشت؛ دستگاهی برای انتقال زبان دینی، آداب معاشرت، حافظه کهن ادبی، اخلاق جمعی و مهارت‌های ضروری برای بازار، دیوان و زندگی روزمره به‌شمار می‌رفت. گویی کودک از رهگذر همین متون و همین روش تکرار و حفظ، وارد شبکه معناییِ جهان پیرامون خود می‌شد و زبانِ معتبر فرهنگ، دین و دیوان‌سالاری زمانه را به‌میراث می‌گرفت.

از همین رو، خواندن متونی چون گلستان و نصاب‌الصبیان در مکتب، صرفاً «درس ادبیات» یا «درس لغت» نبود، بلکه عملی اجتماعی و فرهنگی بود که جایگاه کودک را در جامعه سنتی رقم می‌زد. امروز که در آستانه سال تحصیلی تازه، دوباره به مفهوم تعلیم و تربیت می‌اندیشیم، بازخوانی این میراث کهن می‌تواند یادآور این نکته ضروری باشد که «مدرسه» هرگز تنها جعبه‌ای برای انتقال اطلاعات نیست، بلکه نهادی است که هویت، زبان و پیوندهای اجتماعی نسل آینده را شکل می‌دهد؛ همان‌گونه که مکتب‌خانه‌های دیروز، با همه سادگی و گاه کاستی‌هایشان، ستون‌های نامرئی تداوم فرهنگ و ادب پارسی در گذر سده‌ها بوده‌اند.

کد مطلب 6947726 طاهره تهرانی

  • «نصاب الصبیان» دومین کتاب از مجموعه گنج سخن منتشر شد

  • حسن انوری کدام یک از آثارش را دوست دارد؟/آذربایجان پاره تن ایران

  • پشت نام رازی چه کسی ایستاده است؟ روایت یک پزشکی‌نامه کهن فارسی

  • محمدجواد مشکور، پژوهشگری در مرز ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی

  • «رضوان و ریحان»؛ روایتی قاجاری از ادب، اندیشه و نقد اجتماع

  • «نوزایی ایرانی در عهد مغول» از مجموعه فرّ ایران منتشر شد

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • پیشنهاد مدیری را بی‌تردید پذیرفتم؛ چالش‌ حضور در «مرد سه‌ هزار چهره»

  • روزنامه‌های ورزشی چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵

  • آسیب به ۱۵ مدرسه در منطقه ۱۲ تهران در جریان جنگ اخیر

  • رزمایش بزرگ جان‌فدایان ایران در یزد

  • روزنامه‌های اقتصادی چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵

  • آرش میرباقری در استقامت جاده نوزدهم شد

  • روزنامه‌های صبح چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵

  • ترافیک صبحگاهی تهران نسبت به سال گذشته تغییر محسوسی نداشته است

  • سد دهرود امید تازه دشتستان؛ احیای کشاورزی و عبور از خشکسالی

  • مجله اسپکتیتور: اوکراین اولویت ترامپ نیست

  • مراسم تشییع شهید علیرضا مهرابی برگزار می‌شود

  • ویتکاف: نشست با ایرانی‌ها به‌خوبی پیش رفت

  • برداشت خرما در حمیدیه

  • کار کشتی‌گیران در ناگویا سخت است؛ آذرپیرا به دنبال انتقام است

  • پزشکیان وارد نیویورک شد

  • تهدید ترامپ درباره حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در منطقه «کوه کلنگ»

  • الشرع: بلندی‌های جولان قلمرو غیرقابل مذاکره سوریه است

  • مسئولان دیلم با خانواده ۲ شهید دیدار کردند

  • سرلشکر صفوی: باز شدن تنگه هرمز منوط به پذیرفتن شرایط ایران است

  • ادعای جدید ترامپ: فکر می‌کنم به توافقی با ایران دست خواهیم یافت!

  • روزنامه‌های ورزشی چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های صبح چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های صبح چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های ورزشی سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

  • خرید اپل ایدی
  • شمش نقره
  • کلینیک ترک اعتیاد تهران
  • دوربین مداربسته
  • مبلمان اداری
  • جراح بینی تهران
  • بلکا
  • جراح بینی در تهران
  • لوازم تحریر
  • خرید طلای آب شده
  • قیمت موکت
  • تور کربلا
  • استند تسلیت
  • مداحی اربعین
  • مرجع پاسخ معتبر پزشکان
  • فروش مواد شیمیایی
  • قیمت ایمپلنت
  • قطعات لباسشویی
  • آموزشگاه تیزهوشان
  • بلیط هواپیما
  • آموزشگاه زبان ملل
  • قیمت و خرید سمعک نامرئی
  • مهرینو
  • تهران تایمز
  • روزنامه آگاه